در دنیای کنونی قرار است ما جلو برویم یا به عقب برگردیم ؟ چهل سال پیش از این در این کشور ، تمام فرزندان ایران از مقطع ابتدائی تا دانشگاه ، از امکانات آموزش و پرورش به صورت مجانی و رایگان استفاده می کردند و بهترین آموزگاران کشور با عشق و علاقه به آنان خدمت می کردند. آن روزگار هر کسی معلم نمی شد : هر کس که عاشق دانش بود ، هر کسی که به کردار شمع می خواست بسوزد تا بر شب جهل و نادانی غلبه کند ، رهروان راه فردوسی و سعدی و خیام و مولوی .... آموزگار می شدند و به خود می بالیدند . جامعه هم به آنان می بالید چرا که اکثریت آموزگاران انسان هائی متعهد ، بافرهنگ ، باسواد ، با شخصیت و دلسوز بودند و تنها دغدغه ی آنان این بود که افرادی برای آینده کشور تربیت شوند دلسوز ، میهن پرست ، انسان و بهشاگردان درس میهن دوستی و شرافت و مردمداری می دادند . معلم در آن روزگار به خاطر تعطیلات تابستانی و عید و اعیاد معلم نمی شد ، اوقات فراغت خود را با خواندن کتاب و دیدن فیلم های خوب و بحث و گفتگوی سازنده پر می کردند . نویسنده این سطور که تا کنون از او بیشتر از بیست جلد کتاب در حوزه داستان و نقد ادبی و فولکلور و تحقیق منتشر شده است شاگرد دبیرستان کزازی در کرمانشاه بود . اصغر واقدی شاعر نوپرداز و برجسته کشور و عباس سرمدی که نخستین مجموعه شعر شاعران نوپرداز کشور به کوشش او منتشر شد و پرفسور گلزاری باستان شناس و مورخ .. اموزگار ما بودند همچنین آقایان فرحپور و علائی از اساتید برجسته زبان فارسی ... بخشی از بهترین مدیران کشور از زیر دست همین آموزگاران بیرون آمدند . اگر گسی تحقیق کند متوجه خواهد شد که برجسته ترین افراد این کشور در گذشته معلم بودند . آن زمان غیر از مدارس دولتی مدرسه دیگری وجود نداشت . به شخصیت و شعور معلم توهین حساب می شد اگر در خانه یا کلاس های خصوصی درس می داد . معلم شرف داشت ، دلال و بساز بفروش و نزول خور نبود ... اکنون بر اثر سیاست های نادرست برخی افراد کلاس های خصوصی مانند قارچ های سمی و کشنده در گوشه و کنار شهرها بوجود آمده اند و ته مانده زندگی مردم را می بلعند و هیچ استعداد برجسته ای از دل این کلاس ها بیرون نمی آید. فلسفه ایجاد مدارس خصوصی تحت نام های عجیب و غریب فقط غارت و چپاول و و توهین به شخصیت و شعور آدمیان و تشویق پول پرستی و فرد گرائی است . کدام شاعر برجسته در سطح نادر نادرپور یا فروغ فرخ زاد ، کدام نویسنده در سطح هدایت و چوبک و ساعدی از دل این مدارس بیرون آمده است ؟ کدام دانشمند و رجل سیاسی در سطح سعید نفیسی و رشید یاسمی و ملک الشعرای بهار از این مدارس خصوصی که پول پارو می کنند بیرون آمده است ؟ چرا وزارت آموزش و پرورش درب این دکه های چپاول و تولید عروسک های کوکی را نمی بندد؟ معلم مدرسه دولتی سر کلاس درس نمی دهد و غیر مستقیم دانش آموزان را تشویق می کند به مدارس خصوصی بروند و همهی زندگی خود را بفروشند و حراج کنند که معلم مدرسه خصوصی برج بسازد و سپرده های بانک های خارجی اش را پر کند ! چقدر توهین به شعور مردم ؟ چرا از آموزگاران باتجربه قدیمی برای حل این معضل استمداد نمی طلبید ؟ فلسفه وجودی مدارس خصوصی نخودچی و بادام چی و مزخرفاتی از این قبیل که مدرک کنکور تضمینی برای بیکاری های آینده می دهند چیست ؟ هزاران دختر و پسر لیسانس بیکار و افسرده و نا امید زندگیشان تباه می شود و کار و شغلی برای تامین معاش ندارند و همین لیسانس ها از دل همین مدارس خصوصی بیرون آمده اند . قرار نیست هرکسی بلند شود چوب توی آستین ما فرو کند و صدای ما در نیاید ! مدارس خصوصی یعنی تولید کننده عروسک های کوکی شیره ی زندگی مردم ایران را بلعیده اند همه را از هستی ساقط کرده اندمگر به جز اینکه این مدارس آچار فرانسه برای سرمایه داران نوکیسه و غارتگر تولید می کنن چه فلسفه ای دارند ؟ این سخن خانواده های ایرانی است : مدارس خصوصی نمی خواهیم ، عروسک کوکی هم نمی خواهیم !
