تبليغاتX
ایران سرود - رباعي
نوشته هایی از منصور یاقوتی درباره ادبیات، داستان، شعر, نقد ادبی

 

از هر نظرت شراره اي شد بر پا

در رهگذرت ستاره اي شد بر پا

چون گردن قو ز بهر ديدار تو

از هر چمني فواره اي شد بر پا

                 ***

از هر نظرت دلي به خون درغلتيد

با مهر نه و كه با فسون در غلتيد

اي شهره ي شهر ما به افسون بازي

بنگر به رهت دلم كه چون درغلتيد

                 ***

از آتش پاييز چمن بي بر شد

هر غنچه ي نو رسته كه بد پرپر شد

هر شاخه ي تو خالي ني در مرداب

از بهر دل مرغ سحر آذر شد

                ***

شب آمد و بر پرچم ايران خط زد

بر تخت جم و بيشه ي شيران خط زد

شب خانه ي ويرانه ي تو خالي بود

بس شعله بر اين خانه ي ويران خط زد.

نوشته شده توسط منصور یاقوتی در ساعت 20:10 | لینک  |