دوشنبه دوم مهر 1386
از هر نظرت شراره اي شد بر پا
در رهگذرت ستاره اي شد بر پا
چون گردن قو ز بهر ديدار تو
از هر چمني فواره اي شد بر پا
***
از هر نظرت دلي به خون درغلتيد
با مهر نه و كه با فسون در غلتيد
اي شهره ي شهر ما به افسون بازي
بنگر به رهت دلم كه چون درغلتيد
***
از آتش پاييز چمن بي بر شد
هر غنچه ي نو رسته كه بد پرپر شد
هر شاخه ي تو خالي ني در مرداب
از بهر دل مرغ سحر آذر شد
***
شب آمد و بر پرچم ايران خط زد
بر تخت جم و بيشه ي شيران خط زد
شب خانه ي ويرانه ي تو خالي بود
بس شعله بر اين خانه ي ويران خط زد.
نوشته شده توسط منصور یاقوتی در ساعت 20:10 | لینک
|